على محمدى

387

شرح اصول استنباط ( فارسى )

امام لازم است آنان را از انحراف باز دارد و از اين خطا ممانعت كند ما از شما مىپرسيم : آيا بر امام حاضر اين امر واجب است يا بر امام غايب هم واجب است آن هم در زمان غيبت نه پس از ظهور و بروز ؟ در قاعدهء شما اين امر مشخص شد و قدر متقين بر امام حاضر واجب است . 2 - اينكه مىگويد : اگر امت بر امر باطلى اتفاق كردند بر امام لازم است آنان را ردع فرمايد منظورتان از باطل چيست ؟ آيا مراد باطل عقيدتى و در اصول دين است و يا تعميم داشته و باطل در فروع دين را هم شامل مىشود ؟ باز قدر متقين اوّلى است . 3 - بر فرض كه بر امام مطلقا ( حاضر يا غائب ) اظهار حق و ردع از باطل واجب باشد چه در احكام و چه عقائد آيا اظهار حق به طرق متعارفه ( اينكه به صورت مجهول يا معلوم بيايد و رأى مبارك خويش را بيان كرده و امت را از اشتباه برهاند ) واجب است و يا مطلقا واجب است حتى از راه اعجاز ( به اينكه از ولايت تكوينى استفاده كرده و در قلب مجتهدى تصرف نموده و او را منقلب ساخته و فتواى بر خلاف دهد تا اجماع درست نشود و سند باطلى بدست آيندگان نيفتد ) قدر متيقن شيوهء اولى است . 4 - بر فرض كه به طرق متعارفه اظهار حق لازم باشد آيا بر امام لازم است كه خويشتن را با نام و نشان به علماء معرفى نموده و بفرمايد من امام شما هستم و اين رأى شما خطا است و حق فلان است ؟ يا اينكه كافى است بر آنان نمايان شده در حالى كه مجهول النسب است و به صورت مجهول النسب حق را بيان نموده و از انظار غايب گردد ؟ مصنف مىفرمايد : اين جهات و ابعاد مختلف تماما مطالبى هستند كه در